طراحی شهری

سنت های فکری در طراحی شهری

طراحی شهری در طول دهه‌های گذشته مسیر پرفراز و نشیبی را طی کرده است. این مسیر از نگاه صرفاً زیبایی‌شناسانه به شهر آغاز شد و کم‌کم به سمت توجه به زندگی اجتماعی و در نهایت «خلق مکان» حرکت کرد. در این مقاله، سه سنت اصلی تفکر طراحی شهری را بررسی می‌کنیم که هر کدام نگاه متفاوتی به شهر و فضای شهری دارند.

سنت زیبایی‌شناسی بصری؛ شهر به مثابه یک اثر هنری

اولین سنتی که باید بشناسیم، سنت زیبایی‌شناسی بصری است. این دیدگاه ریشه در تفکر معمارانه دارد و بیشتر بر کیفیت بصری ساختمان‌ها و فضاهای شهری تمرکز می‌کند. طرفداران این سنت، شهر را مثل یک اثر هنری می‌بینند و به تجربه زیبایی‌شناسانه از فضا اهمیت می‌دهند؛ نه لزوماً به مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی.

این نگاه در عمل با نام‌هایی مثل کامیلو سیته، لوكوربوزیه و فردریک گیبارد گره خورده است. گیبارد معتقد بود به جای خصوصی‌سازی باغچه‌های جلوی خانه‌ها، باید آن‌ها را در طراحی شهری ادغام کرد. همچنین گوردون کالن در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ بحث «توالی تصویر» را در کتاب منظر شهری مطرح کرد.

نکته جالب اینجاست که کارمونا معتقد است کالن پاسخ‌های شخصی و گویایی به محیط شهری می‌داد، اما تصور عموم مردم از فضا را نادیده می‌گرفت. در مقابل، کوین لینچ در کتاب معروف سیمای شهر دقیقاً به همین تصورات ذهنی مردم توجه کرد.

سنت های فکری در طراحی شهری

سنت اجتماعی؛ شهر از نگاه مردم

دومین سنت، سنت اجتماعی است. اینجا دیگر خبری از فرم و زیبایی صرف نیست؛ بلکه پرسش اصلی این است: مردم چگونه از فضا استفاده می‌کنند؟ ادراک و حس مکان چطور شکل می‌گیرد؟

کوین لینچ را می‌توان اصلی‌ترین چهره این جریان دانست. او دو تغییر مهم در تمرکز طراحی شهری ایجاد کرد:

  • تجدید نگاه به محیط شهری: لینچ تأکید کرد که لذت بردن از یک مکان شهری، تجربه‌ای پیش‌پاافتاده و روزمره است، نه چیزی خاص و انحصاری.

  • مطالعه ادراک ذهنی مردم: به جای آزمایش فرم فیزیکی شهر، باید تصورات ذهنی و ادراک مردم را مطالعه کنیم.

در همین مسیر، جین جیکوبز با کتاب مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی به اصول شهرسازی مدرن حمله کرد. او معتقد بود شهر یک اثر هنری نیست، چون هنر گلچینی از زندگی است؛ در حالی که شهر، زندگی در حیاتی‌ترین، پیچیده‌ترین و شدیدترین شکل خودش است.

جیکوبز بر جنبه‌های اجتماعی خیابان، پیاده‌رو و پارک‌ها به عنوان مکان‌هایی برای تعاملات انسانی تأکید کرد. افرادی مثل یان گل، ویلیام رایت و کریستوفر الکساندر نیز در همین مسیر گام برداشتند.

الکساندر دو ایراد اساسی به فلسفه طراحی شهری وارد می‌دانست:

  1. فرم بدون توجه به زمینه و مفهوم در نظر گرفته می‌شود.

  2. طراحی شهری به شکلی پیش می‌رود که اجازه نمی‌دهد تنوع غنی از تعامل بین فعالیت و مکان شکل بگیرد.

او به جای طراحی کامل، مجموعه‌ای از الگوها را پیشنهاد داد؛ الگوهایی که چارچوبی خلاصه و تصویری از ضروریات هستند و طراحان را با ارتباطات کارا، ولی نه از پیش تعیین‌شده، بین فعالیت و مکان آشنا می‌کنند.

سنت ایجاد مکان شهری؛ تلفیق هنر و زندگی

سومین سنت که در سال‌های اخیر غالب شده، سنت ایجاد مکان شهری است. این دیدگاه، حاصل تلفیق دو سنت قبلی است و در تعاریف مختلفی جمع‌بندی شده است:

  • ۱۹۵۳ – فردریک گیبارد: هدف طراحی شهری، ترکیبی از ویژگی‌های عملکردی و ظاهر مطلوب است.

  • ۱۹۶۱ – جین جیکوبز: برای اداره شهر یا واحد همسایگی، باید هنر را جایگزین زندگی کرد.

  • ۱۹۸۸ – پیتر بوکانن: طراحی شهری خلق مکان است؛ اما مکان تنها یک فضای خاص نیست، بلکه مجموعه فعالیت‌ها و وقایع آن را ممکن می‌سازند.

شهرسازی معاصر، طراحی فضای شهری را به عنوان ماهیتی زیبا و ساختاری رفتاری می‌بیند و بر تنوع و فعالیت برای خلق مکان تأکید دارد. در این نگاه، طراحی شهری به طراحی و مدیریت قلمرو عمومی تبدیل می‌شود؛ جبهه عمومی بناها، فضاهای بین حیاط‌ها و فعالیت‌هایی که در آن‌ها یا بین آن‌ها رخ می‌دهد.

در سال‌های اخیر، تعاریف رسمی هم مفاهیم ایجاد مکان و قلمرو عمومی را دربرگرفته‌اند. برای مثال، در انگلستان سیاست برنامه‌ریزی می‌گوید طراحی شهری باید ارتباط بین بناهای مختلف، ارتباط بنا با خیابان و میدان و پارک، ارتباط بخش‌های مختلف شهر و الگوی حرکت و فعالیت‌ها را در نظر بگیرد.

بعدها دپارتمان حمل و نقل و محیط زیست و کمیسیون معماری و محیط ساخته شده تعریف واضح‌تری ارائه دادند:

طراحی شهری، هنر ایجاد مکان برای مردم است.

این رهنمودها هفت هدف کلیدی را برای خلق مکان تعریف می‌کنند:

  • هویت: مکانی با خصوصیات منحصر به فرد

  • کیفیت قلمرو عمومی: مکانی با محدوده‌های بیرونی موفق و جذاب

  • سهولت حرکت: مکانی با دسترسی راحت و امکان جابجایی آسان

  • خوانایی: مکانی با تصور روشن و ادراک ساده

  • سازگاری: مکانی که به راحتی قابل تغییر است

  • تنوع: مکانی با فرصت‌های متنوع و حق انتخاب بالا

 

جمع‌بندی از سنت های فکری در طراحی شهری

طراحی شهری امروز دیگر فقط طراحی ساختمان‌های زیبا نیست. این حوزه، هنر و علم خلق مکان‌هایی است که در آن‌ها زندگی جریان دارد. از نگاه صرفاً بصری کامیلو سیته تا توجه اجتماعی جین جیکوبز و در نهایت رویکرد جامع «ایجاد مکان»، همه این سنت‌ها به یک نتیجه رسیده‌اند: شهر برای مردم ساخته می‌شود، نه برای فرم‌ها.

 

دیدگاهتان را بنویسید