پس از شکلگیری ساختارهای اولیه شهرهای اسلامی و تحولات کالبدی شهرها در دوره خلفای اموی و عباسی، مرحله تازهای در تاریخ شهرسازی ایران آغاز شد. با قدرت گرفتن حکومتهای محلی ایرانی، زمینه برای بازتعریف هویت ایرانی در کنار ارزشهای اسلامی فراهم شد. شهرسازی در دوره سامانیان را میتوان یکی از مقاطع مهم این روند دانست؛ دورهای که در آن عناصر کهن شهر ایرانی بار دیگر اهمیت پیدا کردند و ساختار تازهای از شهر ایرانی ـ اسلامی شکل گرفت. در این مقاله، نقش صفاریان و سامانیان در این تحول و ویژگیهای مکتب خراسانی را بررسی میکنیم.
اگر قسمتهای قبلی این مجموعه را مطالعه نکردهاید، پیشنهاد میکنیم ابتدا مقاله سیر تحول شهرسازی ایرانی ـ اسلامی؛ از ایران باستان تا شکلگیری شهر اسلامی و سپس شهرسازی در دوره خلفای اسلامی؛ از فتح ایران تا شکوفایی عباسیان را بخوانید.
از خلافت عباسی تا قدرتگیری حکومتهای ایرانی
با گسترش قلمرو خلافت عباسی، اداره مناطق مختلف سرزمینهای اسلامی به مسئلهای مهم تبدیل شد. خلفای عباسی برای حفظ قلمرو خود، بخشی از اختیارات حکومتی را به حاکمان محلی واگذار کردند. در چنین شرایطی، حکومتهایی در بخشهای مختلف ایران شکل گرفتند که بهتدریج نقش مستقلی در تحولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی منطقه ایفا کردند.
در میان این حکومتها، صفاریان و سامانیان اهمیت ویژهای داشتند. ظهور این سلسلهها تنها به تغییر ساختار قدرت محدود نبود؛ بلکه زمینهای برای تقویت زبان، فرهنگ و هویت ایرانی فراهم کرد. این تحولات بهتدریج در ساختار شهرها نیز بازتاب یافت و مسیر شهرسازی در ایران را از الگوهای صرفاً متأثر از خلافت عباسی به سمت ترکیبی از عناصر ایرانی و اسلامی سوق داد.
نقش صفاریان در احیای هویت ایرانی
حکومت صفاریان از جمله نخستین حکومتهای ایرانی بود که با رویکردی مستقل از خلافت عباسی در بخشهایی از سرزمین ایران قدرت گرفت. یعقوب لیث صفار، بنیانگذار این سلسله، جایگاه مهمی در این روند داشت. در دوره او، زبان فارسی مورد حمایت قرار گرفت و توجه به هویت ایرانی در مناسبات فرهنگی و سیاسی افزایش یافت.
صفاریان خود را مرتبط با میراث ایران پیش از اسلام میدانستند و در برابر نفوذ سیاسی خلافت عباسی موضعی مستقل داشتند. هرچند حکومت آنان نتوانست برای مدت طولانی بر سراسر ایران مسلط شود، اما نقش آنها در تقویت جریانهای هویتخواهانه ایرانی قابل توجه بود.
از منظر تحول شهرها، اهمیت این دوره را باید در بسترسازی فرهنگی و سیاسی آن جستوجو کرد. تقویت هویت ایرانی و کاهش وابستگی به مرکز خلافت، زمینهای فراهم کرد تا در دورههای بعد، عناصر تاریخی شهر ایرانی دوباره مورد توجه قرار گیرند.
سامانیان؛ پیوند دوباره فرهنگ ایرانی و تمدن اسلامی
با شکست عمرولیث صفاری از امیر اسماعیل سامانی، قدرت سامانیان گسترش یافت و این حکومت به یکی از مهمترین قدرتهای سیاسی منطقه تبدیل شد. امیران سامانی به هویت ایرانی توجه ویژهای داشتند و در عین حال، فرهنگ و اعتقادات اسلامی را نیز در ساختار حکومت خود حفظ کردند.
حمایت از علم، هنر و زبان فارسی از ویژگیهای مهم این دوره بود. در فضای فرهنگی سامانیان، بخارا به یکی از مراکز مهم علمی و فرهنگی جهان اسلام تبدیل شد و در جایگاهی قرار گرفت که میتوان آن را رقیبی برای بغداد دانست.
این رویکرد فرهنگی و سیاسی، در ساختار شهرها نیز اثر گذاشت. شهر دیگر صرفاً بازتابی از الگوهای اداری و حکومتی خلافت نبود؛ بلکه عناصر تاریخی شهر ایرانی در کنار نهادهای اسلامی، جایگاه تازهای پیدا کردند. به همین دلیل، دوره سامانیان در روند شکلگیری هویت ایرانی ـ اسلامی شهرها اهمیت زیادی دارد.
مکتب خراسانی؛ مرحلهای مهم در تحول شهر ایرانی ـ اسلامی
یکی از مهمترین ویژگیهای شهرسازی در دوره سامانیان، احیای برخی عناصر کالبدی شهرهای ایران پیش از اسلام و ترکیب آنها با عناصر شهر اسلامی بود. در این دوره، ساختارهایی مانند کهندژ، شارستان و ربض بار دیگر مورد توجه قرار گرفتند؛ البته این بازگشت به معنای تکرار کامل الگوی ساسانی نبود، بلکه عناصر قدیمی در شرایط فرهنگی و اجتماعی جدید بازتعریف شدند.
در این الگو، شهر بهتدریج هویتی ترکیبی پیدا کرد؛ هویتی که از یک سو به میراث شهرسازی ایران متکی بود و از سوی دیگر، مسجد و ارزشهای اجتماعی و فرهنگی اسلام را در ساختار خود حفظ میکرد.
از این منظر، مکتب خراسانی را میتوان یکی از مراحل مهم شکلگیری شهر ایرانی ـ اسلامی دانست؛ مرحلهای که در آن تعامل دو سنت فرهنگی، در سازمان فضایی و عناصر کالبدی شهرها آشکارتر شد.
عناصر اصلی ساختار شهر در مکتب خراسانی
در الگوی معرفیشده برای شهرهای این دوره، پنج عنصر اصلی قابل تشخیص است. هر یک از این عناصر، بخشی از نیازهای اجتماعی، اقتصادی و مذهبی شهر را پاسخ میدادند.
۱. مسجد؛ استمرار جایگاه مذهبی و اجتماعی شهر
مسجد همچنان یکی از عناصر اصلی ساختار شهر محسوب میشد. این جایگاه از دورههای نخستین اسلامی به ارث رسیده بود و در مکتب خراسانی نیز تداوم پیدا کرد. مسجد علاوه بر کارکرد مذهبی، در شکلگیری روابط اجتماعی و هویت محلهای شهر نقش داشت.
۲. بازار؛ تبدیلشدن به عنصری مهم در سازمان شهری
بازار در این دوره از یک فضای صرفاً تجاری فراتر رفت و به یکی از عناصر تأثیرگذار در شکل شهر تبدیل شد. رونق فعالیتهای اقتصادی و ارتباط میان محلات، بازار را به بخشی مهم از ساختار فضایی شهر تبدیل کرد.
۳. محله؛ واحد مهم زندگی شهری
محله یکی از اجزای اصلی سازمان اجتماعی و کالبدی شهر بود. شکلگیری و گسترش محلات، امکان سازماندهی زندگی روزمره شهروندان را فراهم میکرد و ارتباط میان فضاهای مسکونی و عناصر عمومی شهر را شکل میداد.
۴. میدان؛ تقویت فضاهای عمومی شهری
در مکتب خراسانی، میدان نیز در کنار مسجد و بازار اهمیت پیدا کرد. رونق میدانها نشاندهنده توجه بیشتر به فضاهای عمومی و حضور اجتماعی شهروندان بود. میدان میتوانست بستری برای تعاملات شهری و فعالیتهای جمعی باشد.
۵. حومه یا ربض؛ ارتباط شهر با محیط پیرامون
حومه یا ربض، بخش بیرونی شهر و محل ارتباط آن با باغات، مزارع و فضاهای پیرامونی بود. توجه به این بخش، اهمیت رابطه میان شهر و محیط اطراف را نشان میدهد. در این الگو، شهر تنها به محدوده متراکم و ساختهشده محدود نمیشد و محیط پیرامونی نیز در ساختار آن نقش داشت.
تفاوت مکتب خراسانی با ساختار شهر در دوره عباسیان
برای درک بهتر جایگاه مکتب خراسانی، میتوان ساختار شهرها در دوره عباسیان و سامانیان را با یکدیگر مقایسه کرد. در دوره عباسی، ارگ حکومتی یا دارالاماره در کنار مسجد جامع و بازار از عناصر اصلی شهر به شمار میرفت. در دوره سامانی، تأکید بیشتری بر احیای عناصر تاریخی شهر ایرانی و تقویت فضاهای عمومی دیده میشود.
| ویژگی | دوره عباسیان | مکتب خراسانی |
|---|---|---|
| ساختار حکومتی | ارگ یا دارالاماره | بازگشت به برخی عناصر تاریخی شهر ایرانی |
| جایگاه مسجد | مسجد جامع | مسجد بهعنوان عنصر اصلی شهر |
| فعالیت اقتصادی | مسجد جامع و بازار | بازار بهعنوان عنصر مهم سازمان شهری |
| ساختار مسکونی | محلات شهری | محلات شهری |
| فضای عمومی | متأثر از ساختار حکومتی و تجاری | توجه بیشتر به میدان |
| محیط پیرامونی | حومه | حومه یا ربض |
این مقایسه نشان میدهد که تحول شهرسازی در دوره سامانیان را نباید صرفاً ادامه الگوی عباسی دانست. در این مرحله، هویت ایرانی نقش پررنگتری در سازمان فضایی شهر پیدا کرد و عناصر تاریخی در کنار ساختار اسلامی قرار گرفتند.
چرا مکتب خراسانی در تاریخ شهرسازی ایران اهمیت دارد؟
اهمیت مکتب خراسانی تنها در تغییر چند عنصر کالبدی خلاصه نمیشود. این مکتب را میتوان نشانهای از بازگشت تدریجی هویت ایرانی به ساختار شهرها دانست؛ هویتی که پس از ورود اسلام، در تعامل با ارزشها و نهادهای اسلامی دچار تحول شده بود.
در این دوره، مسجد همچنان جایگاه مهم خود را حفظ کرد، اما بازار، محله، میدان و ربض نیز در سازمان شهری نقش مشخصتری پیدا کردند. به این ترتیب، ساختار شهر از الگوی صرفاً متکی بر نهادهای حکومتی فاصله گرفت و به ترکیبی از عناصر مذهبی، اقتصادی، اجتماعی و تاریخی نزدیک شد.
این روند، زمینهساز تحولات بعدی در شهرسازی ایران شد؛ تحولاتی که در دورههای بعد، بهویژه در مکتب اصفهان و شهرسازی صفوی، با شکل و سازمان فضایی متفاوتی ادامه پیدا کردند.
جمعبندی؛ بازگشت هویت ایرانی در کنار ارزشهای اسلامی
بررسی تحولات دوره صفاریان و سامانیان نشان میدهد که شکلگیری شهر ایرانی ـ اسلامی فرایندی تدریجی بوده است. پس از تغییراتی که در دوره خلفای اسلامی در ساختار شهرهای ایران به وجود آمد، حکومتهای ایرانی زمینه بازتعریف عناصر تاریخی شهر را فراهم کردند.
در این میان، سامانیان با تأکید بر هویت ایرانی و حمایت از فرهنگ و هنر، نقش مهمی در شکلگیری مکتب خراسانی داشتند. در این الگو، مسجد، بازار، محله، میدان و حومه در کنار یکدیگر ساختار شهر را تشکیل میدادند و ترکیبی از میراث ایرانی و سنت اسلامی را به نمایش میگذاشتند.
این مسیر در دورههای بعد ادامه یافت و با ظهور صفویان، به مرحله تازهای از تحول شهرسازی ایران رسید؛ مرحلهای که در آن مکتب اصفهان و سازمان فضایی شهرهای صفوی شکل گرفت. در قسمت چهارم این مجموعه، به بررسی همین موضوع و تحولات شهرسازی در دوره صفویه خواهیم پرداخت.






